یه فیلمه سیاه و سفید محصول سال 1960 با موضوع کلیشه ایه فرار از زندان باید خیلی خوب و خوش ساخت باشه که با وجود این همه فیلم جدید و پر رنگ و لعاب آدم رو مجاب کنه که بشینه از اول تا آخر اون رو با اشتیاق کامل ببینه
فیلم فرانسویه Le Trou یا The Hole یا «حفره» واقعا همینطور بود که گفتم
پیشنهاد میکنم حتما این فیلم رو ببینید
نکته جالب در مورد فیلم اینه که بازیگرا واقعا در و دیوار رو با دستان خودشون سوراخ میکنند !
و ما زمان زیادی از فیلم رو در این راه با بازیگران همراه هستیم.
نورپردازی فیلم هم در نوع خودش بسیار عالی هست.
امتیاز 7.3 از 10
Le Trou یا The Hole یا حفره
پدیده ای به نام سانسور
تاریخچه سانسور رو نمیدونم
برام هم مهم نیست
چون مسلما هر سانسوری یه هدفی داره
اما الان جایی داریم زندگی میکنیم که سانسور (اووونم انواع مختلفش) به بیشترین حد خودش رسیده
سانسورهایی که بعضا هیچ دلیلی نداره ! فقط به صرف عادت … یا وظیفه یا ابراز وجود یا یه کوفتی تو همین مایه ها انجام میشه
تو عید نشستم یه سری از فیلمها رو از تلویزیون نگاه کردم … فیلمهایی که خودم قبلا زبان اصلیشو با زیرنویس فارسی و انگلیسی دیده بودم … باید بگم که جز اعصاب خوردی واسم هیچی نداشت !
یه سری از چیزهایی که تو فیلمها دیدم (+ کلی چیزها که ندیدم !!! چون نشون نمیدادن :دی)
- بیرنگ کردن تصاویر بازیگران زن (چه داخلی ! چه خارجی !)
البته من جدیدا فهمیدم این بیرنگ کردن ربطی به میزان آرایش اووونها نداره !! هر بازیگری که زیبا باشه تصویرش بیرنگ میشه تا ملت شهید پرور تحریک نشن و آمپر نترکونن !!! وگرنه بازیگر زشت هر چقدر هم آرایش داشته باشه رنگش نمیپره !!!
- داستان فیلم عوض میشه
- دیالوگ ها به صورت هدفدار و بعضا بدون هیچ دلیلی عوض میشن !!! حتی دیالوگهایی که برای روند فیلم بسیار حیاتی هستند !!!
- تمامی شخصیتهای فیلمها با همدیگه خواهر برادر یا نامزد هستن !
- تصاویر فیلم در بعضی از صحنه ها به طرز عجیبی از بالا و پایین کشیده میشن ! تا قسمتهای مورد نظر از کادر حذف بشن ! (مثل باز بودن یقه لباس بازیگرا !!)
- حذف قسمتهای اضافی فیلم (البته به تشخیص خودشون!) این رو از روی موزیک متن فیلم هم میشه تشخیص داد چون آهنگها هی قطع و وصل میشه
- راستی موزیک انتهای فیلم هم معمولا عوض میشه ! (تازه همون رو هم کامل نمیشنویم ! چون قراره به جاش پیام بازرگانی از نوع رب تبرک ببینیم !)
- زوم شدن تصویر روی یک نقطه خارج از کادر ! و دیالوگهایی که همینجور بین بازیگرا رد و بدل میشه … یا اینکه تصویر مکالمه همینجور پشت سر هم تکرار میشه تا دوبلورها بتونن تمام دیالوگ ها رو بیان کنن
تکنیک هایی که جدید یاد گرفتن !! (بالاخره سال نوآوری و شکوفایی هست و این همه خلاقیت باید یه جاهایی خرج بشه)
- درست کردن لباس برای بازیگران !
- یا تار کردن (کدر کردن) تصویر زمینه پشت سر بازیگر !
دیروز شبکه 2 انیمیشن اسکار گرفته امسال – رتتوی – رو داشت پخش میکرد !
فکر نمیکردم به کارتون هم رحم نکنند
حیف این کارتون زیبا
که کلی حذفی داشت
حتی خیلی از دیالوگهاش هم حذف شده بود
و حتی بسیاری از دیالوگهای باقی مونده هم تغییر کرده بودن
احتمالا دلیلش
برقراری امنیت روانی بچه ها بوده !! 
عجب 
(برای دیدن عکس در اندازه واقعی بر روی آن کلیک کنید)
Gangs of New York
سیلام

دیروز فیلم «دارودسته های نیویورکی» رو دیدم همون Gangs of New York خودمون !
برای چندمین بار ؟! نمیدونم ! :دی فقط میدونم خیلی دیدمش ! و تا حالا 5-6 نسخه مختلف ازش دانلود کردم ! :دی
با کارگردانی «مارتین (جون!) اسکورسیزی» و هنرنمایی استثنایی (واقعا استثنایی) «دانیل دی-لوییس» و همینطور بازیه روون «لئوناردو دی کاپریو»
داستان به صورت فوق العاده مختصر : پسر کشیش (لئو) به خونخواهی پدر خود که در جنگ بین بومی های آمریکا و مهاجرین ایرلندی به دست سردسته بومیها (دانیل) کشته میشه به نیویورک برمیگرده و …
خشونت زیاد
بازی های زیبا
دیالوگ های استثنایی در سراسر فیلم که مصادیق بسیاری در جنبه های اجتماعی و سیاسی همین دنیای واقعی امروز دارند
موزیک متن زیبا
طراحی صحنه زیبا
داستان جذاب
همه و همه یه فیلم خوب و فوق العاده رو تشکیل داده که دیدنش رو به همه دوستان توصیه میکنم
یه سری عکس از فیلم که خودم با وسواس فراوان انتخاب کردم ! :دی




































پیرمردها وطن ندارند و … !!!

چند روز پیش فیلم No Country for Old Man رو دیدم
فیلم اسکاری امسال
خوب بود … در واقع بد نبود
اما یه جورایی آدم پیش خودش میگه چطور این فیلم اسکار بهترین فیلم رو میگیره … اما Saving private Ryan یا Papillon یا Gangs of New York یا … بهترین فیلم سال شناخته نمیشن !!!
چطور این فیلم از بین 8 نامزد خودش برای اسکار ، 4 تا اسکار میگیره اما فیلمی مثل «دارو دسته های نیویورکی» با 10 نامزد هیچ اسکاری نمی بره
یا «پاپیون» …
جوابش اینه …
بعضی از فیلمهای خوب ، بد موقعی ساخته میشن !!!
—–
داستان فیلم در مورد فردی به نام «لاولین موس» هستش (اگه درست یادم مونده باشه !) که به طور اتفاقی پاش به یه معامله نافرجام مواد مخدر بین مکزیکی ها باز میشه !
اسکار خاویر حقش بود البته ! (بهترین بازیگر نقش دوم مرد)




+

دیشب فیلم She’s the Man رو به توصیه یکی از دوستان نگاه کردم
fun بود … خوشم اووومد … مخصوصا از Amanda Bynes !!! 
داستان فیلم درباره دختری هستش که عاشقه فوتباله و از اووونجاییکه تیم فوتبال دختران مدرسه اشون منحل شده … خودشو جای برادرش جا میزنه و به تیم فوتبال رقیب راه پیدا میکنه !!! البته کلی داستان بامزه و عشقولانه این وسط رخ میده !

تا چرت و پرتی دیگر ! شما را به خدای بزرگ می سپارم ! امین 
SAW IV

امروز چهارمین شماره از سری فیلمهای اره رو دیدم
کلا از اره خوشم میاد
یاده بازی Resident Evil 2 میفتم !
معماهای جالب و البته دردناک ! که Game Over شدن توشون مساویست با مرگ !
با اولین دیالوگ فیلم («بازی هنوز تموم نشده ! بلکه تازه شروع شده!») حدس زدم شماره پنجم این فیلم هم تو راهه ! وقتی IMDB جون! رو چک کردم … دیدم ببببببببببببببله … Saw V (2008) … امیدوارم فقط لوسش نکنن ! … از بین این چهارتا فکر کنم شماره 2 از همش زیباتره !
یه شرح کلی درباره این سری فیلم :
داستان برمیگرده به شخصی به نام «جان کرامر» ملقب به «جیگسا (اره مویی)» که از بیماری سرطان رنج میبره (البته به نظر بیماری روانی حاد هم داره!) … «جان» افراد گناهکار مثل : معتادین … مواد فروشها … خبرچین ها … پلیسهای کثیف … دکترهای خیانتکار … و … رو در موقعیتی قرار میده که باید بین «مرگ» و «زندگی» یکی رو انتخاب کنن … البته انتخاب چندان ساده ای نیست چون «زندگی» به راحتی بدست نمیاد و این افراد باید به نقطه ضعفشون غلبه کنند (مثل از دست دادن عضوی از بدن … کشتن دیگری … حل معماهای دردناک که اگه در انجام همونها کند عمل کنند به شکل فجیعی کشته میشن! … یا …)
و تمامی این افراد به صورت تیکه هایی از یک پازل بزرگ و مرتبط به هم تلاش میکنند تا زنده بمانند یا دیگران رو زنده نگه دارن
ایده جالبی هستش
اگه ندیدین توصیه میکنم حتما نگاش کنین








ژاکت
دو روز پیش فیلم The Jacket محصول سال 2005 رو دیدم
با بازیه کیرا نایتلی و آدرین برودی
Warning! Spoil Content
فیلم فوق العاده زیبا و دیدنی هستش با بازیه استثنایی «آدرین برودی» در نقش «جک استارکس»
قطعا شما نیز از دیدن فیلم لذت میبرین و شما رو به فکر وامیداره!
فیلم با یه دیالوگ عجیب شروع میشه : «اولین باری که مردم 27 سالم بود!»
داستان مربوط میشه به «جک استارکس» یک سرباز آمریکایی حاضر در جنگ عراق در سال 1991 که با اثابت گلوگه به سرش به شدت مجروح میشه و کلا حافظه اش دچار مشکل میشه.
بیشتر نمیگم تا مزه اش از بین نره ! :دی 
امتیاز من به فیلم : 8.8/10











اندر حکایت پلیس موبایل
چشمان ما روشن تر از آفتاب ! 
با وجود اینکه از سوی نیروی انتظامی وجود نیرویی به نام پلیس موبایل و گشتن موبایلهای مردم تکذیب و ممنوع اعلام شده … اما هر از چند گاهی اخباری به گوش میرسه که بعضی از ماموران این کار رو انجام میدن و هیچکس هم حق اعتراض نداره (بهتر بگم شاید جراتشو نداره!
) که آقا جون چیکار داری میکنی ؟!
خب مرد فهیم خوب میدونن که این همه سخت گیری فقط به خاطر خودشون هست و عوضش تو اوووون دنیا از امتحان الهی سربلند بیرون میان. (انشاا…)
درهمین راستا من چند طرح به ذهنم رسیده که قصد دارم هر چه زودتر با نیروی انتظامی در میون بزارم

— طرح پلیس لباس زیر —
موارد تخلف :
- بوی گند بیش از حد ، به قدری که مامور وظیفه شناس رو از هوش ببرد (تشخیص میزان بو و همچنین میزان تخلف به عهده مامور میباشد)
- وجود هرگونه نجاست اعم از … و … و … و … !!!
توضیح: اگر مقدار نجاست از لحاظ حجم کمتر از 1 درهم (در حدود 2 ریالی!!) باشد بلامانع است … اگر از لحاظ حجم بزرگتر از 1 درهم باشد فی المثل (اوووف عجب لغطی!!
) در حدود یک 10 تومانی ، تصمیم گیری به عهده مامورین جان بر کف میباشد … و اگر از لحاظ حجم در حدود 25 تومانی طرح قدیم (!!) باشد میزان مجازات باید توسط حاکم شهر تعیین شود.
- وجود هر گونه شیء معقول و غیر معقول و در هر اندازه ای در لباس زیر (تشخیص موارد استثنا به عهده ماموران خواهد بود!)
- پناه دادن مهاجرین غیر قانونی، معتادین، اشرار، و همچنین بد حجابها در لباس زیر !!
- تنگ بودن یا گشاد بودن بیش از حد لباسهای زیر (برای سلامتی مضرر هستش!)
- استفاده از لباسهای زیر با رنگهای زننده و محرک
- استفاده از لباسهای زیر با طرحهای غیر اخلاقی
- وجود سوراخ در لباس زیر به نحوی که وظیفه اصلی آن (یعنی پوشاندن عورت) را دچار اختلال نماید ! (در صورت نخ نما بودن اشد مجازات را خواستاریم)
- …
— طرح پلیس کیف پول —
موارد تخلف:
- به همراه داشتن مقدار نامتعارفی پول ! (حتما شما دزد هستین!)
- وجود عکس نامحرم در کیف شما (بدون خوانده شدن صیغه محرمیت)
- به همراه داشتن کارت و آدرس مغازه های گران فروش (به دلیل تلاش در جهت ترویج گران فروشی ! و تشویش اذهان عمومی)
- حمل مقدار زیادی پول خرد یا همون سکه (علاوه بر آنکه تاکسی ها و مغازه ها به این پولهای خرد احتیاج دارند ، برای سلامتی نیز مضر میباشد … تشخیص میزان با مامورین)
- …
— طرح پلیس افکار —
اووووف ! این دیگه آخرشه
موارد تخلف:
به طور کلی فکر کردن (فکر کردن به خدا بلامانع است)
— طرح پلیس خواب دیدن —
شما فکر کردین به صرفه اینکه در خواب به سر میبرین هر غلطی دلتون خواست میتونین انجام بدین ؟ (بیجا کردین!!!)
اینجاست که پلیس نامحسوس به سراغ شما میاد
(به دلیل کمبود وسایل سخت افزاری و نرم افزاری برای ورود بی اجازه به خواب فعلا این طرح معلق باقی مانده)
— طرح پلیس کامپیوتر —
این طرح فعلا در دست بررسی میباشد (به دلیل مشکلات موجود)
من ، بابام و WC
چیزهایی زیادی تو این دنیا وجود دارن که من ازشون متنفرم 
اما 3 تا چیز بالاترین امتیاز رو در این لیست بلند بالا دارن ! به ترتیب:
- دروغ
- انتظار
- گشتن دنبال چیزی
واسه همینه که سعی میکنم هیچ وقت دروغ نگم
واسه همینه که تو قرارها با کمی تاخیر میرم !!! (یادش بخیر! حتی واسه سرویس مدرسه !!!)
واسه همینه که همیشه سعی میکنم منظم باشم و وسایلم رو سر جاشون قرار بدم تا بعدا واسه پیدا کردنشون 10 کیلو لاغر نشم. 
(البته با تمام این احوال بازم بعضی از وسایلم گم میشه ! به دلیل فضولی دیگران ! و البته بی دقتیشون !
)
فکر کنم یک ماه پیش بود که بدترین «انتظار» در تمام عمرم رو تجربه کردم ! که از هر دروغی که شنیده بودم بدتر بود !! 
با هزار مکافات و کلافگی ! و از زور دستشویی از خواب بلند شدم. ساعت رو نگاه کردم دیدم 3 نیمه شبه … کمی سوت زدم … کمی خودم رو به خریت زدم … اما نخیر ! فایده نداشت ! به هر حال برای انجام عملیات مجبور بودم از تخت بیام پایین.
همینجور که تلو تلو میخوردم و به WC نزدیک میشدم کور سو نوری از شکاف لای در دیدم (اشتباه نکنید ! این کور سو امید نبود !! کور سو ناامیدی و بدبختی و فلاکت بود که بر من میتابید و شب تاریک منو تیره تر میکرد!!!
)
- [تق تق تق] کسی اووون توئه ؟
- [بابا] مگه کوری ؟! برو بچه بگیر بخواب! مزاحم کار مردم نشو!
- بابا کی میای بیرون ؟
- با من کاری داری ؟
- با شما که نه … اما خب …
- (حرفمو قطع کرد) پس برو افکارمو بیش از این به هم نریز!!!
- آهان ! باشه ! 
رفتم رو مبل راحتی نشستم (البته بگزریم از اینکه خودم اصلا احساس راحتی نمیکردم!!
) تلویزیون رو روشن کردم شروع کردم به شمردن برفک ها … فکر کنین چشمام داشت از زور درد از حدقه میزد بیرون !
… تقریبا برفک ها داشت تموم میشد (45 دقیقه ای شده بود
) که دیدم در WC باز شد و چهره نورانی … ببخشید! … چهره ای که تو نور گم شده بود کم کم پدیدار گردید!!
البته من زیاد چهره بابا رو ندیدم … تمام توجهم جلب شد به طرف خودکاری که تو دست راست و مجله جدولی که تو دست چپش بود!
/میان برنامه/
بازگشت پیروزمندانه و غرور آفرین بابا از WC با جدولی حل شده را به عموم مسلمین جهان تبریک و تهنیت عرض مینمایم
/پایان میان برنامه/
وقت نشد باهاش دعوا کنم ! سراسیمه پریدم تو WC !!! انگار دنیا رو بهم داده بودن !!!! 
(البته بابا هواکش رو نزده بود ! … من موندم تو اووون اتمسفر وحشتناک و خفقان ناشی از … (!BEEP) چجوری تونسته بود افکارشو متمرکز کنه ! احتمالا از فضای الهام بخش WC برای حل جدول استفاده کرده ! و کلا بیخیال اکسیژن شده)
خلاصه وقتی اووومدم بیرون حسابی از خجالت بابا درووومدم
… اووونقدر داد و بیداد کردم و ننه من غریبم بازی دروردم که آی مردم … آی ایهاالناس ! به دادم برسین ! مثانه ام ترکید ! سلامتیم از دست رفت ….. که از اووون تاریخ به بعد هر موقع بابا میخواد بره WC قبلش با من هماهنگ میکنه !! به قولی از منشیم وقت قبلی میگیره.
- امین جان! نمیخوای بری WC ؟ اجازه هست ؟
- با جدول میری ؟
- حالا !
از اووونجایی که آدم از نیم ساعت دیگش خبر نداره از این دعوت فوق العاده استقبال میکنم !
همین دیگه
فعلا


